X
تبلیغات
رایتل
شنبه 15 اردیبهشت 1397
توسط: aryan

در نگاهت تماشا کن

روییدن مرا

سبز شدن جوانه هایی را

که سال ها در انتظاری غمناک

خشکیده اند


سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397
توسط: aryan

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد


عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد


ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاکباز باشد


به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد


سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

به کدام دوست گویم که محل راز باشد


چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی

تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد


نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد


دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد


قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد


یکشنبه 2 اردیبهشت 1397
توسط: aryan

کاش یک فنجان سلامتی سهم تو از این دنیا باشد

کاش امواج آرامش سوی دنیایت رهسپار باشد

کاش در آرام ترین نقطه دنیا باشی

کاش تو بیایی و همیشه اینجا باشی


شنبه 25 فروردین 1397
توسط: aryan

در چشم های من ببین

برگ های خشکیده آن درخت کهنسال را

که میان پیچک تکیده ی کلبه تنهایی ام به یادگار مانده

یادها از یاد رفته اند

اما

در یاد این خانه 

این پنجره 

این خاک 

مانده است

آن قلب ها آن قلم ها که شکستند

و این چشم ها و این راه ها

که از یاد رفتند و رفتند


شنبه 18 فروردین 1397
توسط: aryan

اگر به خانه من آمدی

برای من 

ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


چهارشنبه 23 اسفند 1396
توسط: aryan

خوشا آن دم که از پشت روزهای تکرار

با پرنده های صبح

بیایی

و سال عشق تحویل شود


پنج‌شنبه 3 اسفند 1396
توسط: aryan

یه روز یه باغبونی، یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میون باغچه مهربونی

می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری

این بوته یاس من می مونه یادگاری

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها میپیچید

میون کوچه باغا ، بوی خدا می پیچید

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها میپیچید

میون کوچه باغا، بوی خدا می پیچید

اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه

دیدن که خوبی یاس، باعث زشتیشونه

عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس

ساقه هاشو شکستن آدمای ناسپاس

یاس جوون مرگمون، تکیه زدش به دیوار

خواست بزنه جوونه، اما سر اومد بهار

یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت

پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت

هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس


یکشنبه 22 بهمن 1396
توسط: aryan

خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمی شه

گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمی شه

خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من

اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن

تو میای تموم می شه هر چی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه

زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه


مثل تو عاشق عشقم منو بیگانه ندون

باز یه روز دستای گرمت رو به دستام برسون

با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسازم

می دونم باز یه روزی تموم می شه فاصله مون

تو میای تموم می شه هر چی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه

زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه


انگار از یه معبد عشق قدیمی 

تو می یای

از یه شعر عاشقونه صمیمی 

تو می یای

از تو پرواز پرستو های عاشق 

تو می یای

از رو گلبرگ های معصوم شقایق

تو می یای


از رو گلبرگ های معصوم شقایق

خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمی شه

گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمی شه

خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من

اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن

تو می یای تموم می شه هر چی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه

زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه


سه‌شنبه 17 بهمن 1396
توسط: aryan

آنکه آرام برد از دلم آرام کو

آنکه آرام برد عشق من و جان کو 

آنکه عاشقش شدم جانان جانان کو

من یه حس عاشقانه در تو 

تو یه عشق جاودانه در من

من بی بال و پرم بدون رویات 

بی تاج سرم بدون دنیات


پنج‌شنبه 12 بهمن 1396
توسط: aryan

این همه آشفته حالی 

این همه نازک خیالی

ای به دوش افکنده گیسو 

از تو دارم از تو دارم

این غرور و عشق و مستی 

خنده بر غوغای هستی

ای سیه چشم و سیه مو 

ازتو دارم از تو دارم

این تو بودی کز ازل خواندی به من درس وفا را

این تو بودی کآشنا کردی به عشق این مبتلا را

من که این حاشا نکردم  

از غمت پروا نکردم

دین من دنیای من 

از عشق جاویدان تو رونق گرفته

سوز من سودای من 

از نور بی پایان تو رونق گرفته

این همه آشفته حالی این همه نازک خیالی

ای به دوش افکنده گیسو

 از تو دارم از تو دارم

من خود آتشی که مرا داده رنگ فنا میشناسم

من خود شیوه نگه چشم مست تو را میشناسم

دیگر ای برگشته مژگان از نگاهم رو نگردان

دین من دنیای من از عشق جاویدان تو رونق گرفته

سوز من سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفته

این همه آشفته حالی این همه نازک خیالی

ای به دوش افکنده گیسو 

از تو دارم از تو دارم


رحیم معینی کرمانشاهی


چهارشنبه 8 آذر 1396
توسط: aryan

باور نکن تنهاییت را 
من در تو پنهانم 
تو در من
از من به من نزدیکتر تو 
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را 
تا یک دل و یک درد داریم
تا در عبور از کوچه عشق 
بر دوش هم سر میگذاریم
دل تاب تنهایی ندارد 
باور نکن تنهاییت را
هرجای این دنیا که باشی 
من باتوام تنهای تنها
من با توام هرجا که هستی 
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز 
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر 
با من بیا تا کعبه دل
باور نکن تنهاییت را 
من باتوام منزل به منزل...

پنج‌شنبه 25 آبان 1396
توسط: aryan

بر می گردم، صدایم را بردارم

بر می گردم، دستهایم را بردارم

بر می گردم، بر می گردم، بر می گردم

بگذارید، بر گردم

بر می گردم، خواهرم را ببویم

بر می گردم، ایوان ام را بشویم

بر می گردم، بر می گردم، بر می گردم

بگذارید، بر گردم

ته چمدانم پر از شمعِ روشن

رخت و برگ سوخته، گذرنامه من

لب آستین من خیس از بغض رامسر

تخت کفش من پر از گلهای پرپر

بر می گردم، بر می گردم، بر می گردم

بگذارید، بر گردم

بر می گردم، دیروزم را بردارم

بر می گردم، هنوزم را بردارم

بی سایه ام، درخت بی زمین ام

بر می گردم، میوه ام را ببینم

بر می گردم، بر می گردم، بر می گردم

بگذارید، بر گردم

بگذارید، بر گردم...


شهیار قنبری


سه‌شنبه 9 آبان 1396
توسط: aryan

در میانه پاییز بهترین هدیه بوسه ای است پرشور بر لب هایی که دوستشان می داری

با هر بوسه برگی چشم هایش را می بندد و آرام میلغزد و درختی عاشقانه عریان می گردد و این پیوندی است با آیین عاشقی طبیعت و نویدی بر میلادی دیگر.


جمعه 21 مهر 1396
توسط: aryan

ای شکسته خاطر من

روزگارت شادمان باد

ای درخت پرگل من

نو بهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان 

سینه تاریک من

سنگ قبر آرزو بود


آنچه کردی با دل من

قصه سنگ و سبو بود

من گلی پژمرده بودم

گر تو را صد رنگ و بو بود

ای دلت خورشید خندان 

سینه تاریک من

سنگ قبر آرزو بود


ای شکسته خاطر من

روزگارت شادمان باد

ای درخت پرگل من

نو بهارت ارغوان باد

ای دلت خورشید خندان 

سینه تاریک من

سنگ قبر آرزو بود


شعری از پرویز وکیلی - آهنگی قدیمی و دلنشین با صدای آرتوش

پنج‌شنبه 13 مهر 1396
توسط: aryan

کودکان

با لپ های قرمز

در باران

به دنبال توپ سفید

می دوند

کاش

تو بودی

که در باران

به این کودکان

بوسه و عیدی

میدادی...


احمدرضا احمدی


جمعه 31 شهریور 1396
توسط: aryan

یک سو غم او یک سو دل من در تار مویی

در این میانه دل می کشاند ما را به سویی


جمعه 10 شهریور 1396
توسط: aryan

ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست

سرها بر آستانه او خاک در شود

حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست

دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود


پنج‌شنبه 19 مرداد 1396
توسط: aryan

ای عشق رفته بر باد 

اما نرفته از یاد 

فریاد، از تو فریاد 

از تو چه مونده باقی؟ 

از من چه مونده بر جا؟


از تو چه مونده باقی؟ 

یک روسری توری 

یک سینه‌ریز نقره 

یک سفره‌ی قلمکار 

از من چه مونده بر جا؟ 

یک سایه کنج دیوار 

یک پوستین کهنه، 

افتاده بی خریدار 


می‌گم هنوز و هر روز 

یادش بخیر دیروز

از تو چه مونده باقی؟ 

یک نیمتاج روسی 

از من چه مونده بر جا؟ 

یک عکس یادگاری 

از یک شب عروسی 


می‌گم هنوز و هر روز 

یادش بخیر دیروز

یادش بخیر دیروز

آن خانه‌ی قدیمی 

با سرو و با سپیدار 

آن خلوت صمیمی 

با شمع‌های بیدار 

با پرده‌های گلدار 


می‌گم هنوز و هر روز 

یادش بخیر دیروز!

از تو چه مونده باقی؟ 

یک قاب کهنه بر میز 

از من چه مونده بر جا؟ 

یک عمر رو به پاییز 


می‌گم هنوز و هر روز 

یادش بخیر دیروز!

ای عشق رفته بر باد 

اما نرفته از یاد! 

مهرت همیشه در ماست 

یادت همیشه با ماست


علیرضا میبدی

چهارشنبه 18 مرداد 1396
توسط: aryan

براى داشتن لب‌هاى جذاب

کلمات محبت آمیز بگو

براى داشتن نگاه پرعاطفه 

در هر کس خوبی‌هایش را جستجو کن

براى داشتن هیکل خوش فرم 

غذایت را با گرسنگان تقسیم کن

براى داشتن متانت

با دانستن اینکه هرگز تنها نیستى راه برو 

چون کسانى که تو را دوست دارند

ترا همراهی مى ‌کنند.

زیبایى یک زن نه در لباس

نه در چهره و نه در مدل آرایش کردن اوست

زیبایى یک زن در چشم ‌های اوست

زیرا چشمهایش دروازه ی قلبش و سرچشمه ى عشق اوست.


ادرى هپبورن

این متن سالها بعد در تشییع پیکر او نیز خوانده شد.


دوشنبه 16 مرداد 1396
توسط: aryan

جمعه ها دروغند

جمعه ها پر از هیاهوی تو اند

کدام جمعه تعطیل است؟

تنهایی آخرین حربه لشکر جمعه است


یکشنبه 8 مرداد 1396
توسط: aryan

المنة لله که در میکده باز است

زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی

وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

از وی همه مستی و غرور است و تکبر

وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم

با دوست بگوییم که او محرم راز است

شرح شکن زلف خم اندر خم جانان

کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

بار دل مجنون و خم طره لیلی

رخساره محمود و کف پای ایاز است

بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم

تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است

در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید

از قبله ابروی تو در عین نماز است

ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین

از شمع بپرسید که در سوز و گداز است


جمعه 6 مرداد 1396
توسط: aryan

ای همیشه موندگار

ای همیشه یادِگار

تویی تنها سهم من

از تموم روزگار

ای همیشه در عبور

از منِ سنگ صبور

رفتی و در ذهن من

یادِ تو میشه مرور


پاکسیما


جمعه 30 تیر 1396
توسط: aryan

شب بر شانه های عشق نشسته است 

با کدام ندا تو را بخوانم

ما دل باخته ایم به هر آنچه احساس است

مکتبی از نور

صدایی از قلب شب

روزنی از گل یاس

همه سفرنامه های ماست

سفرنامه های دلباختگان ترانه ی صبح...


سه‌شنبه 13 تیر 1396
توسط: aryan

در امتداد دست هایت

سفری آغاز خواهم کرد

سفری تا بودن

سفری تا لمس عشق تو

مرا به یک بوسه دعوت کن

و قلب با عشق متولد می گردد 

و من مسافر جاده ی دست هایت

تنت را دوست می دارم

و قلبت را

و مهربانی ات را

و چشم هایت را

و صدایت را

چرا که انسان برای دوست داشتن است

و تو برای آغاز من...


پنج‌شنبه 1 تیر 1396
توسط: aryan

ای همراه من تنها با تو
تا اوج عشق هم پروازم
با قلب تو دلدار من هم آوازم
تو هم پای من
تنها با من هم آوایی
با درد من آشنایی
تکیه گاهی هم صدایی

ما فریاد عشق در قلب شب
دلگرمی عاشقهای بی صداییم
ما دل می بازیم دریا دریا
تا بیکران عاشقهای بی پرواییم

تو با من بمان ای مهربان
چون ماه شب در آسمان 
بر من بتاب تا بیکران 
مثل مهتاب
من تا مرز جان از عشقمان
می سوزم ای آرام جان
بر من بتاب تا کهکشان
مثل آفتاب

ما فریاد عشق در قلب شب
دلگرمی عاشقهای بی صداییم
ما دل می بازیم دریا دریا
تا بیکران عاشقهای بی پرواییم

ای تو رویای شبهای من
عشق رو ببین تو چشمای من
دستات رو تو دست من بگذار
در لحظه های دیـــــــدار

ما فریاد عشق در قلب شب
دلگرمی عاشقهای بی صداییم
ما دل می بازیم دریا دریا
تا بیکران عاشقهای بی پرواییم

ما فریاد عشق در قلب شب
دلگرمی عاشقهای بی صداییم
ما دل می بازیم دریا دریا
تا بیکران عاشقهای بی پرواییم
ما...

+ چه حس عجیبی این شعر و آهنگ داره، آهنگی با حس عمیق عشق همراه با نوستالژی خاطره های سال های عشق