X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل
سه‌شنبه 30 شهریور 1395
توسط: aryan

مادرم علاقه داشت گاهی غذایی که معمولا صبحانه می خوردند را برای شام درست کند، به یاد دارم آن شب را وقتی که او که بعد از گذراندن یک رو سخت و طولانی در سر کار، غذایی را برای شام تهیه کرده بود. در آن نیمه شب مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته جلو پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا کسی متوجه سوختگی بیسکویت ها شده است ؟ با این وجود همه کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت ها بلند کرد لبخندی به مادرم زد و از من پرسید : امروز مدرسه چطور بود؟

خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم گفتم ، اما یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی بیسکویت سوخته می مالید و می خورد. وقتی آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که صدای مادرم را شنیدم که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی می کرد و هرگز فراموش نخواهم کرد که پدرم گفت: عزیزم من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.

همان شب، رفتم که پدرم را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کردم که آیا واقعا دوست داشت که بیسکویت ها یش سوخته باشد؟ او مرا در آغوش کشید و گفت : مامان تو امروز روز سختی را در سرکار داشته و خیلی خسته است، به علاوه بیسکویت کمی سوخته هیچ کسی را نمی کشد و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب و بد و نا خوشایند زندگی خود را بپذیری.



پنج‌شنبه 4 شهریور 1395
توسط: aryan



یکشنبه 31 مرداد 1395
توسط: aryan

من آن جام شرابم

انگور تویی و من همه آبم

شعری در بادم

من جاده های بی عبور تاریخم

تو گذر کن بر من

من همه ی درخت های جنگل ام

تو کلبه کن در من...


آرین


پنج‌شنبه 28 مرداد 1395
توسط: aryan

?Can love be measured by the hours in a day

I have no answers no

But this much i can say

I know ill need her till this love song burn away

...And she will be there


جمعه 8 مرداد 1395
توسط: aryan

آفتاب مهربانی

سایه تو بر سر من

 

ای که در پای تو پیچید

ساقه ی نیلوفر من

 

با تو تنها با تو هستم

ای پناه خستگی ها


در هوایت دل گسستم

از همه دلبستگیها

 

در هوایت پر گشودن

باور بال و پر من باد

 

شعله ور از آتش غم

خرمن خاکستر من باد

 

ای بهار باور من

ای بهشت دیگر من

 

چون بنفشه بی تو بی تابم

بر سر زانو سر من


قیصر امین پور


یکشنبه 20 تیر 1395
توسط: aryan

وقتی بوی سیب می پیچد

بهشت از دهان تو آغاز می شود

در من زنی هبوط می کند

که هیچ گاه از تبعید بازنمی گردد

در من آواره ای ساکن می شود

و ساکنی آواره می شود...

 

یاسمن آرنگ


چهارشنبه 16 تیر 1395
توسط: aryan

هرآنکه ملک جهان را به بوسه‌ای نفروخت

حدیث آدم و فردوس را کجا دانست

فدای نرگس شهلای نیم مست تو باد

هرآنچه عقل تهیدست، پر بها دانست


نادر نادرپور


پنج‌شنبه 27 خرداد 1395
توسط: aryan

شهرنشین آفتابی و من در دهکده ی شبانه ی خویش

در پی نشانی از خورشیدم...

ای تو آفتاب شهری که ندیده ام...


آرین


دوشنبه 17 خرداد 1395
توسط: aryan

من برای تو مینویسم... فقط برای تو... عشق واژه ایست زندگی لحظه ایست تو اما ابدیت را ساختی... دریا پهنه ی گستره ایست دشت ها سرسپرده ی شقایق های ساده ایست من اما وسعت بی کران تو را دیده ام... جوی ها میگذرند رودها مسیرشان عوض میشود تنها تو کنار پیچک نازک پنجره میمانی... خوب من... دوست میدارم تو را... فریاد میزنم دوست داشتنت را که این تنها چیزیست که می ماند... دختر خوب... دوست خوب من... آدم همیشه باید یک تو داشته باشد خوب من...


شنبه 4 اردیبهشت 1395
توسط: aryan

تا جـــام مرا بشکست آن لولی شهر آشـوب

مــاندســــت خـــمار دل در حســرت میخـــانه

با درد گـران بـــاری مــی‌گــردم و مــی‌گـــردم

گرد حرم ساقـــــــــــــی دیــوانه چو پـــــروانه

خاموش اگر شمـــعـــم ویـــرانه وگر خـــــــانه

در سفره‌ی درویشیم اشک است به شکرانه

عشق ار که مدد باشد جان ار به سدد باشد

با جـــان سر پیمــــانم با دل سر پیمـــانـــــه

تا بشـــــکندم ساغـــــر پیداست نــــظر دارد

با عاشق شــــیـــدایـــش آن فتنه‌ی فتانـــــه  

گیـــســو چو بیــفشاند چون باد شوم شانـه

بوسم خم گیسویش دنــدانــه به دنــدانـــــه

گاهیست نــــهان سازم در سینه دل خود را

از حیــــلت نا اهــلان چون گنج به ویرانــــــه

 

عباس زرونده


جمعه 13 فروردین 1395
توسط: aryan

نسیمی کز بن آن کاکل آیو

مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو

چو شو گیرم خیالش را در آغوش

سحر از بسترم بوی گل آیو

 

باباطاهر 

 

یکشنبه 23 اسفند 1394
توسط: aryan

قربون عید نوروز

لاله و یاس و پونه

عید عزیز نوروز سنت عاشقونه

قربون نون گندم

گندم صد جوونه

سفره ما هنوزم عاشق بوی نونه...

 

لیلا کسری


دوشنبه 17 اسفند 1394
توسط: aryan

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم

آینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده

روشنی و شراب را

آسمان بلند و کمان گشاده ی پل

پرنده ها و قوس و قزح را به من بده

و راه آخرین را

در پرده ای که می زنی مکرر کن

در فراسوی مرزهای تن ام

تو را دوست می دارم

در آن دور دست بعید

که رسالت اندامها پایان میپذیرد

و شعله و شور تپش ها و خواهش ها

به تمامی

فرو می نشیند٬

و هر معنا قالب لفظ را وامیگذارد

چنان چون روحی

که جسد را در پایان سفر٬

تا به هجوم کرکس های پایانش وانهد

در فراسوهای عشق٬

تو را دوست میدارم

در فراسوهای پرده و رنگ

در فراسوهای پیکرهایمان

با من وعده ی دیداری بده...


الف. بامداد


چهارشنبه 28 بهمن 1394
توسط: aryan

ای ماه ببین که شب چه زیباست

یار آمده، یار آمده اینجاست

هنگامه‌ی عریانی دنیاست

هنگام ترنم و تماشاست

یک شاخه گل سرخ

یک جام شراب

یک آینه تن یار

ای ماه بتاب

یک پچ پچ آواز

یک شعر نیاز

یک زمزمه خواهش

یک وسوسه باز

ای ماه ببین که شب چه زیباست

یار آمده، یار آمده اینجاست

هنگامه‌ی عریانی دنیاست

هنگام ترنم و تماشاست

ای ماه بتاب امشب، ای ماه بتاب

تا پیکر دلدار و تا بستر عشق

فانوس بزرگ دلبرانه، ای ماه

از اول شب بتاب تا آخر عشق

ای ماه بتاب امشب، ای ماه بتاب

تا پیکر دلدار و تا بستر عشق

فانوس بزرگ دلبرانه، ای ماه

از اول شب بتاب تا آخر عشق

ای ماه ببین که شب چه زیباست

امشب همه‌ی جهان همین جاست

یار آمده، یار آمده اینجاست

هنگامه‌ی عریانی دنیاست

هنگام ترنم و تماشاست

یک شاخه گل سرخ

یک جام شراب

یک آینه تن یار

ای ماه بتاب...


+ دانلود آهنگ ماه ببین با صدای بیژن مرتضوی


پنج‌شنبه 22 بهمن 1394
توسط: aryan

همیشه دلم برای تو تنگ است دوست داشتنی من...


جمعه 16 بهمن 1394
توسط: aryan

کدوم غروب نشونی داد

شب از کدوم جاده بیای

 

از عاشقای رهگذر

نشونیه منو بخوای

 

وقتی که حرف من نبود

کدوم صدا در تو نشست

 

کدوم ستاره پر کشید

تو چشمای تو نطفه بست

 

غریبه ای اما دلم

برای تو پر میزنه

 

برای پیدا کردنت

به هر شبی سر میزنه

 

ای غریبه خوش اومدی

به جشن ساده ی تنم

 

بیا که من به گریه هات

یه رنگ تازه میزنم...


دوشنبه 12 بهمن 1394
توسط: aryan

تو را زنانه می خواهم...

زیرا تمدن زنانه است...

شعر زنانه است...

ساقه گندم،

شیشه عطر...

حتی پاریس زنانه است...

 

نزار قبانی


چهارشنبه 30 دی 1394
توسط: aryan

در حوالی صبح های مشرقی

آتشی برمیخیزد

آن جا که دست هایت

خورشید را به صبح رسانده است

و در چشم های برهنه ات

ترنم یک نگاه می نشیند

تا نانی گرم

مهربانی مشرق را زنده نگاه دارد...


آرین


پنج‌شنبه 17 دی 1394
توسط: aryan

کفش های کوچکت را دوست می دارم

آن ها هزاران فرسنگ را

برای من پیموده اند

همیشه همراه پاهایت

به من فکر کرده اند

و شب هنگام چون زوجی عاشق

کنار هم جفت شده خوابیده اند

تا صبحی دیگر

دوباره دوست های تو باشند

تا تو را به من برسانند

کفش های کوچک مهربان تو...


آرین


چهارشنبه 9 دی 1394
توسط: aryan

 برای خواب معصومانه ی عشق کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم

 

کمک کن سایبونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرحم بسازیم

 

بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه تو چشم تو پیداست که از ایل و تبار عاشقایی

 

تو رو می شناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من

تن شکسته تو بسپار به دست نوازش های دست عاشق من

 

بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

به دنبال کدوم حرف و کلامی سکوتت گفتن تمام حرفاست

تو رو از تپش قلبت شناختم تو قلبت قلب عاشق های دنیاست

 

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه من و به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم تو خورشید و به دست من سپردی

 

بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

کمک کن جاده های مه گرفته من مسافر و از تو نگیرن

کمک کن تا کبوتر های خسته روی یخ بستگی شاخه نمیرن

 

کمک کن از مسافر های عاشق سراغ مهربونی رو بگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم

 

بذار قسمت کنیم تنهایی مونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن...

 

ایرج جنتی عطایی

 

 دانلود آهنگ پل با صدای گوگوش


+ سپاسگزام از تو عزیزم(برای تو)


جمعه 4 دی 1394
توسط: aryan

شعرها تو را میخوانند

با پرنده های صبح

عشق را به خانه ی ما بیاور

تو که از دریاچه ی نیلوفرین امید ات

انسان را رویاندی

بکش دست محبتت را بر تن زمین

صلح را به دنیا بیاور

تو که از تبار غریب احساسی

تو که آسمان سپید فام دلپاکی

دوباره بگشای آفتاب را

باید بوسید زخم های دنیا را

که عشق تنها معجزه است

شعرها تو را می خوانند

با پرنده های صبح

از آن سوی آبی آب ها

بیا و دوباره دنیا را به دنیا بیاور...


آرین


دوشنبه 23 آذر 1394
توسط: aryan

تا کـی به بزم شوق غمـت جـا کند کسی؟

خـون را بـجـای بــاده  بـه میـنـا کند کسی؟

 

ابـروت مـی بــرد  دل و  حـاشاست کـار  او

با کج حساب عشق،چه سودا کند کسی؟

 

تـا  مـــرغ  دل  پــریــد ،  گـرفتـار  دام  شـد

صیـاد کـی گذاشت کـه پــر  وا کند کسی؟

 

دنیـا  و  آخــرت  بــه  نگـاهـــی  فـروختــیم

سودا چنین خوشست که یکجـا کند کسی

 

ای شـاخ گل بـه هـر طرفـی میـل می کنی

ترسـم  دراز  دستـی  بــی جـــا کند کسی

 

نشکفـت غنـچه یی کـه بـه باد فنــا نـرفـت

در ایـن چـمن چگـونـه دلـی  وا کند کسی؟

 

عمـر عزیــز  خـود  منـما  صــرف  نـاکســان

حیـف از  طـلا کـه خــرج مطـلاّ کـند کسـی

 

دنـدان که در دهـن نبـود، خنـده بد نماست

دکـان  بـی مـتــاع،  چــــرا  وا  کند کسی؟

 

بر روضه های خُلد قدم می تـوان گــذاشت

(قصـاب)  اگـر  زیــارت دل هـــا  کند کسی

 

 

قصاب کاشانی


یکشنبه 15 آذر 1394
توسط: aryan

راه های درمان سرماخوردگی

با یک بالش اضافه در زیر سرتان بخوابید. رعایت این نکته باعث بهبودی احتقان مجاری بینی می‌شود ، اگر زاویه گردن و تنه بیش از حد تند شود با تغییر مکان بالش این زاویه را تنظیم کنید.

 

موز باعث بهبودی ناراحتی معده می‌شود که معمولا در سرماخوردگی به وجود می‌آید.مصرف فلفل دلمه‌ای هم به دلیل داشتن ویتامین C، توصیه می‌شود. همینطور هویج که دارای بتاکاروتن زیادی است.از خوردن پرتقال و لیمو شیرین هم که حتما می‌دانید نباید غافل شوید.

ممکن است در این دوران و با توجه به بعضی باورها از غذاهای تند پرهیز کنید اما جالب است بدانید که فلفل تند باعث باز شدن سینوسها و رقیق شدن ترشحات ریه‌ها می‌شود و خردل هم ترشحات مجاری تنفسی را رقیق می‌کند.

از قدیم خوردن پیاز در سرماخوردگی توصیه می‌شد. به دلیل اینکه دارای مواد شیمیائی دارد که برای بهبود برونشیت و سایر عفونت‌ها مفید است .برای استفاده از خواص پیاز می‌توانید سوپ آن را هم بخورید.

چای سبز و سیاه هم دارای کاتچین است که آنتی بیوتیک طبیعی دارد .

خوردن مخلوطی از یک قاشق غذا خوری عسل و آب یک نیمه لیموترش تازه در یک لیوان آب گرم، در سرماخوردگی بسیار توصیه می‌شود. این شربت حساسیت سینه را تسکین می‌دهد و دارای قدرت ضدعفونی کنندگی بالایی است.

اگر سرمای زمستان به بدن شما غلبه کرده است، مجبور نیستید برای خلاص شدن تا گرمای تابستان منتظر بمانید. گیاهان و ادویه‌جات رایجی که در کابینت موجودند می‌توانند به شما کمک کنند، همانطور که می‌توانند کیفیت و کمیت عمر شما را افزایش دهند. ادویه هایی مانند هل، دارچین، زنجبیل، زردچوبه، فلفل قرمز و سیر میتوانند بسیار مفید باشند.

منبع: healthmag.ir

 

شنبه 14 آذر 1394
توسط: aryan

عشق باران منه

مثل بهاران منه

گاهی داغ و سینه سوز

گاهی زمستان منه...


سه‌شنبه 10 آذر 1394
توسط: aryan

میبینی معجزه ی خدا رو

دل ما یکیه

مث آسمون آبی

همیشه درگیر همدلیه

من دونستم

عشق همیشه معجزس

خدا برای من گفت

این بهترین هدیه ست...


آرین