X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
چهارشنبه 29 دی 1395
توسط: aryan

مرا تو

بی سببی

نیستی

به راستی

صلت کدام قصیده ای

ای غزل 

ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاب

از دریچه تاریک؟

کلام از نگاه تو شکل می بندد

خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی

پس پشت مردمکان ات

فریاد کدام زندانی ست

که آزادی را

به لبان برآماسیده

گل سرخی پرتاب می کند؟

ورنه

این ستاره بازی

حاشا

چیزی بدهکار آفتاب نیست.

نگاه از صدای تو ایمن می شود

چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی

و دلت

کبوتر آشتی ست،

در خون تپیده

به بام تلخ.

با این همه

چه بالا

چه بلند

پرواز می کنی...

 

 الف. بامداد


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد