X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
چهارشنبه 24 تیر 1394
توسط: aryan

روزی که از دشت های سکوت با دو دست آشنا دو دست نزدیک تر از من به من راه مشرق کمال را پیمودم... در خنکای صبحی که عشق آبی ما پرواز کرد... و من رفتم تا اوج... رفتم تا بلندای بلندترین کوه های جهان... به کوچه ی خیس از عشق رسیدم... در تلائلوی آفتابِ حضور معشوق محو شدم... من اندک اندک تو شدم... انگار جهان را واژه ایست سراسر بوسه وار که چون نگاه معشوقانه ی تو مرا می نگرد... انگار عشق در آنسوی نرمی ابرها سر برافراشته تا همه ی آفتاب عالمتاب را در قلبم بکارد تا حضوری شود لبریز از تو... ببین چگونه بلند است قلبی در رودخانه های نورانی یاس... صدایی در من می پیچد... ای بی خبر از سرود جویبار هستی گوش کن گوش کن آوای آرام برکه ها را... گوش جان بسپار به سرود جانانه ی رنگین کمان که همه ی حقیقت این است که جاده ایست قلب تو تا بینهایت مشعوق... تا جانانه ترین طنین بوسه ها... که همه ی حقیقت این است...


پنج‌شنبه 18 تیر 1394
توسط: aryan

وقتی از پله می آیی پایین

روشنایی را می مانی

آرام

آرام

که تمام ایوان عطر تو را دارد

وقتی از ایوان می پیچی

با گلهای سپید

میز صبحانه

زیر بازویت، شادی را می ماند

روز بالا می آید

در کاسه شیر...

 

جواد مجابی


چهارشنبه 17 تیر 1394
توسط: aryan

این تویی آری تو

خواب و بیداری تو

زن مرا می رقصد

زن مرا می پرسد

زن مرا می خواند

زن مرا می فهمد

دست زن زیبا نیست

دست زن نایاب است

دست زن می روید...


شهیار قنبری


سه‌شنبه 9 تیر 1394
توسط: aryan